تبليغاتX
التجا 005/5/26
التجا 005/5/26
خزان را دوست دارم به خاطر بی اعتنایی اش به بهار
کلبه
این کار جدید من است و هنوز نا تمام است  اولین باری است که از رنگهای روشن استفاده کردم .

|+|
نگارش شده توسط داکترمعصومه انوری در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 و ساعت 14:52
شکوفه بهاری
 
|+|
نگارش شده توسط داکترمعصومه انوری در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 و ساعت 15:46
نا شگفته
 
|+|
نگارش شده توسط داکترمعصومه انوری در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 و ساعت 15:46
گل نارنجی
 
|+|
نگارش شده توسط داکترمعصومه انوری در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 و ساعت 15:45
خزان
 

این یگانه تابلو است که از آن خاطره جالب دارم دریکی از روز ها که تما م اعضا فامیلم از صبح بیرون رفته بودند من مصروف کار کردن روی این تابلو شدم زمانی متوجه شدم که دروازه زده شد بساعت نگاه کردم ۵:۳۰ عصر شده بود بخاطرم آمد که از صبح تاعصر هیچ غذا نخورده بودم ومتوجه هم نشده بودم ساعات چطور گذشت؟  شکران ذات اقدس الهی را بجا آوردم که نعمتی است که مرا لحظات زیاد از عالم بیهوده گی ها دور میسازد.

|+|
نگارش شده توسط داکترمعصومه انوری در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 و ساعت 15:43
 
|+|
نگارش شده توسط داکترمعصومه انوری در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 و ساعت 15:36
 

 

|+|
نگارش شده توسط داکترمعصومه انوری در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 و ساعت 15:30
 

این تا بلو در جریان تحصیلاتم در بخش نقاشی کارشده.

|+|
نگارش شده توسط داکترمعصومه انوری در چهارشنبه نهم مرداد 1387 و ساعت 15:53
میناتوری روی کوزه
اولین کار میناتوری من روی کوزه است که همراه با( آب رنگ) کار شده است.

 

|+|
نگارش شده توسط داکترمعصومه انوری در یکشنبه ششم مرداد 1387 و ساعت 16:48
تابلوی برفی
این تابلو را بخاطر تمرین شیوه (رف) کار کردم.

|+|
نگارش شده توسط داکترمعصومه انوری در یکشنبه ششم مرداد 1387 و ساعت 16:43
تابلو ابرهای سوخته

این تابلو را در ختم دوران تحصیلاتم در بخش نقاشی کار کردم.

یگانه حیوان راکه خیلی ها به آن علاقه دارم اسپ است دوست دارم چند تابلو ازین حیوان داشته باشم.

 

 

 

 

|+|
نگارش شده توسط داکترمعصومه انوری در یکشنبه ششم مرداد 1387 و ساعت 16:39
مردی اسپ سوار

این تابلو کاملا تکمیل نیست نمیدانم چرا این تابلویم را بعد از اینکه استاد محترمم داکتر عبدالودود مرا پیش همه خیلی ها تشویق نمود توسط فردی که نمیدانم کی؟فردای آنروز آلوده بارنگ دیدم خصوصآقسمت روی مردکه آلوده با عرق بود آنرا کاملا خراب کرده بودند نمیدانم چطورآن حالتم را بیان کنم مدتی خیلی زیاد از کارهای هنری دورماندم چون دستی که باید باز کار میکرد احساس شکستگی میکرد به مشکل باتشویق استادان عزیزم توانستم بالای روی آن کمی کارکنم اما بازهم ناتکمیل.من اکثرآ از بعضی تابلو هایکه خوشم میامد آنرا نقاشی میکردم که هدفم سرقت هنری نبوده بلکه میخواستم موضوعات که آموزش دیدم تمرین کنم شاید هم این کاردرست نباشد به نظر بعضی دوستان اما من میگویم زیبای های تابلو عزیزان آنقدر ها بود که مرا زیادتر کشاند درین راه .

|+|
نگارش شده توسط داکترمعصومه انوری در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 16:23
 
|+|
نگارش شده توسط داکترمعصومه انوری در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 16:22
 
|+|
نگارش شده توسط داکترمعصومه انوری در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 16:19
 
|+|
نگارش شده توسط داکترمعصومه انوری در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 16:17