این یگانه تابلو است که از آن خاطره جالب دارم دری
کی از روز ها که تما م اعضا فامیلم از صبح بیرون رفته بودند من مصروف کار کردن روی این تابلو شدم زمانی متوجه شدم که دروازه زده شد بساعت نگاه کردم ۵:۳۰ عصر شده بود بخاطرم آمد که از صبح تاعصر هیچ غذا نخورده بودم ومتوجه هم نشده بودم ساعات چطور گذشت؟ شکران ذات اقدس الهی را بجا آوردم که نعمتی است که مرا لحظات زیاد از عالم بیهوده گی ها دور میسازد.
این تا بلو در جریان تحصیلاتم در بخش نقاشی کارشده.
این تابلو را در ختم دوران تحصیلاتم در بخش نقاشی کار کردم.
یگانه حیوان راکه خیلی ها به آن علاقه دارم اسپ است دوست دارم چند تابلو ازین حیوان داشته باشم.
این تابلو کاملا تکمیل نیست نمیدانم چرا این تابلویم را بعد از اینکه استاد محترمم داکتر عبدالودود مرا پیش همه خیلی ها تشویق نمود توسط فردی که نمیدانم کی؟فردای آنروز آلوده بارنگ دیدم خصوصآقسمت روی مردکه آلوده با عرق بود آنرا کاملا خراب کرده بودند نمیدانم چطورآن حالتم را بیان کنم مدتی خیلی زیاد از کارهای هنری دورماندم چون دستی که باید باز کار میکرد احساس شکستگی میکرد به مشکل باتشویق استادان عزیزم توانستم بالای روی آن کمی کارکنم اما بازهم ناتکمیل.من اکثرآ از بعضی تابلو هایکه خوشم میامد آنرا نقاشی میکردم که هدفم سرقت هنری نبوده بلکه میخواستم موضوعات که آموزش دیدم تمرین کنم شاید هم این کاردرست نباشد به نظر بعضی دوستان اما من میگویم زیبای های تابلو عزیزان آنقدر ها بود که مرا زیادتر کشاند درین راه .














